تبليغاتX
.::<- الســلام علیک یابقیــةالله فی ارضـه ->::.

.:: سلامتی وتعجیل درفرجش صلوات ::.

حرف دل

حرف دل



شمارش معکوس

همچنین که کمتر از ۳۰ می شد شمارش معکوس گوشه تخته کلاس نقش می بست  ۲۸ ...۲۷... ۲۶ ... هرروز یکی از بچه ها که باذوق تر بود زودتر از بقیه می رسید سره کلاس شماره گوشه تخته کلاس پاک می کرد و یک دونه از عدد دیروز کم می کرد و گوشه تخته می نوشت و همه با کیف و ذوق می گفتن آخ جون مثلا فقط ۱۵ روز  تا عید مونده و هر چی نزدیک تر می شدیم به عید بچه کارتهای تبریک برای دوستاشون می اوردن .... معمولا کمتر از ۵ روز مونده بود به عید بچه ها باهم دست بیکی می کردن که مثلا از روز ۲۴ اسفند دیگه مدرسه نیان عجب حالی می داد باهم یکی می شدیم

بعد عید که می اومدیم هنوز شماره معکوس گوشه تخته هنوز عدد ۵ یا ۴ رو نشون می داد و هنوز به همان صورت نشون می داد و حالا ما اون موقع ممکن بود از اون روز ۱۷ یا ۱۸ روز گذشته باشه

...............

درخت ها کوچه ما شکوفه دادن و جوانه های برگهای سبزش چه قدر قشنگ از بین شاخه های که به نظر خشک شدن بیرون می زنن     چقدر این رنگ برگها رو دوست دارم خیلی سبز قشنگی هستن

هنوز تا عید یک هفته مونده  ولی درختها همین که هوا کمی گرم شد و بوی بهار شنیدن شروع به جوانه زدن کردن و صبر نکردن که بشه ۱/۱/۸۸ و سال تحویل بشه و همه باهم آیه بسیار زیبای  یا مقلب القلوب و البصار یا مدبر لیل و نهار حول حالنا الا احسن حال   بخونیم و از خدا بخواهیم که حال ما رو تغییر بده و حالی نو و خوب از خدا بخواهیم ...

می دونید حرف من چی ؟ چرا باید حتما سال تحویل بشه که ما تغییر کنیم  ؟ چرا هر وقت زمینه رو مساعد می بنیم تصمیم به تغییر نمی گیریم و همیشه می گیرم بزار فردا یا بزار سال جدید که شد این کار شروع می کنیم

خوشا به اوناهایی که همیشه در حال تغییر به بهترین حالت هستن

 

 

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |







.::<- اللهم صل علي محمدوال محمد وعجل فرجهم ->::.