تبليغاتX
.::<- الســلام علیک یابقیــةالله فی ارضـه ->::.

.:: سلامتی وتعجیل درفرجش صلوات ::.

حرف دل

حرف دل



ای برآورنده آرزوها

روزی نام وبلاگ حرف دل منیلا شد

قرار شد ایجا همیشه بوی خدا رو بده و نشانی و گوشه بسیار کوچک از خداوند باشه

یا منیل ای برآورنده آرزوها

قشنگ ترین اتفاق عالم بشریت که شاید هیچ وقت رخ نداده و شاید دیگر رخ نخواهد افتاد داره اتفاق می افته و همه منتظر و مبهوت اون روز هستن ، روزی که به نظر من اون روز فقط آقامون کم داره و کاشکی ظهور می کرد و امضایی بود برای هر چه زیباتر شدن اون روز

هر چی می خو ام صحبت کنم در روز می ترسم که کلامی یا صحبتی کنم که ارزش اون روز کم بشه و نتونم حق مطلب بیان کنم

اون روز همه ما سائلی بیش نیستم در برابر صاحب اون روز که چشمهامون به دست صاحبت اون روز هست که چطور یتیم نوازی می کنن

من از همین الان به   همه اونهایی که اون روز براشون بهترین روز زندگیشون خواهد بود غبطه خواهم خورد که آقا علی بن موسی رضا روز میلادشو برای اونها روز خاطر انگیزی قرار داده که همه عمر به اون افتخار کنن که اون روز هم برای آنها ثبت شده

مولایم دوستت خواهم داشت در هر حالتی چه بهم عنایت کنی و چه نکنی

من گدای در خونه تو هستم و خوشحالم به همین اندازه که هستم در هوای اون روز به لطف شما نفس خواهم کشید و اینقدر به من عمر دادی که اون روز ببنینم

و برایم همین قدر هم جای شکر داره که شیعه هستم و عاشق اهل بیتم و اگر تمام عالم از من بیزار باشن ولی من چون شما صاحبی دارم کفایت می کنه

مولایم به حق جواد الئمه ات که دردانه شماست اون روز برای همه قشنگتری روز عالم قرار بده  و ...

یا صاحب زمان


دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





چهل حديث نوراني از ائمه معصومين عليهم السلام درخصوص ماه مبارك رمضان

حديث اول:از كتاب وسائل الشيعه،ج 7 ،ص 218 و بحار الانوار ،ج 93 ص 246

قال الباقر (عليه السلام) :لكل شيء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان.

براي هر چيز بهاري است و بهار قرآن ماه رمضان است.

حديث دوم: از كتاب وسائل الشيعه ، ج 7 ص 366

قال علي (عليه السلام) :شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر ماه رسول خدا و رجب شهري.

ماه رمضان ماه خداست وماه شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

حديث سوم : از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص344

قال رسول ( صلي الله عليه و آله و سلم) : لو يعلم العبد ما في رمضان لود ان يكون رمضان السنه .

اگر بنده خدا مي دانست در ماه رمضان چه فضيلتي است، دوست مي داشت كه تمام سال رمضان باشد.

حديث چهارم: بحار الانوار ،ج 93 ص 256

قال الصادق(عليه السلام): افضل الجهاد الصوم فر الحر.

بهترين جهاد،روزه داري در هواگرم است.

حديث پنجم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص344

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):ان ابواب السماء تفتح في اول ليله من شهر رمضان و لا تغلق الي آخر ليله منه.

درهاي آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مي شود و تا آخرين شب بسته         نمي شود.

حديث ششم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص341

قال الرضا (عليه السلام) :من قرء قي شهر رمضان آيه من كتاب الله كان كمن ختم القران في غير من الشهور.

كسي كه در ماه رمضان يك آيه از قرآن بخواند مانند كسي است كه در ماههاي ديگر تمام آنرا خوانده است.

حديث هفتم: از كتاب سفينه البحارشيخ عباس قمي ، ج 2، ص 67

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): ان الجنه لتنجد و تزين من الحول الي الحول لدخول شهر رمضان.

همانا بهشت تزيين و آراسته مي شود از سالي به سال ديگر به خاطر ورود به ماه رمضان.

حديث هشتم: از محجه البيضاء ، ج 2 ص 123    

قال الصادق (عليه السلام):اذا نزلت بالرجل النازله او شده فليصم.

هنگامي كه انسان را گرفتاري پيش آمد روزه گيرد.

حديث نهم :از كتاب سفينه البحارشيخ عباس قمي ، ج 2، ص 12

قال علي بن الحسين  (عليه السلام): السلام عليك من شهر (رمضان) لا تناقسه الايام من شهر.

درود برتو اي ماهي كه هيچ ماهي با تو مسابقه و رقابت ندارد.

حديث دهم: از كتاب مستدرك الوسائل ،ج7ص 400

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): ان الجنه مشتاقه الي اربعه نفر الي ... و صائم شهر.

همانا بهشت به چهار نفر مشتاق است ، به... و كسي كه در ماه رمضان روزه بدارد .

حديث يازدهم : از بحار الانوار ج 40، ص54

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): شهر رمضان شيد الشهور و ليله القدر سيد اليالي.

ماه رمضان سرور ماهها و شب قدر سرور شبها است.

حديث دوازدهم : از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص346

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):من صام شهر رمضان فاجتنب فيه الحرام و البهتان رضي الله عنه و اوجب له الجنان.

كسي كه ماه رمضان را روزه بگيرد و از كارهاي حرام و بهتان پرهيز كند خدا از او راضي شده و بهشت را بر او واجب مي كند.

حديث سيزدهم : از كتاب سفينه البحار ،ج2ص123

قال الباقر (عليه السلام):ان لجمع شهر رمضان لفضلا علي جميع ساير الشهور كفضل رسول الله علي ساير الرسل.

همانا براي ماه رمضان نسبت به ساير ماهها برتري است همانند برتري رسول خدا (ص) نسبت به ساير پيامبران.

حديث چهاردهم : از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص342

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):هو( شهر رمضان) شهر اول رحمه و اوسطه مغفره و آخره عتق من النار.

او ( ماه رمضان ) ماهي است كه اولش رحمت ، وسطش آمرزش و پايانش رهائي از آتش جهنم است.

حديث پانزدهم: از كتاب قصار الجمل،ج1،ص394

قال علي (عليه السلام) :الصوم عباده بين العبد و خالقه لايطلع عليها غيره.

روزه عبادتي است بين بنده و آفريدگارش كه غير از خدا كسي از آن آگاهي ندارد.

حديث شانزدهم: از كتاب محجه البيضاء ، ج2 ص122

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):لكل شيء باب و باب العباده الصوم.

براي هر چيزي دري است و درب عبادت روزه مي باشد.

حديث هفدهم: از كتاب محجه البيضاء ، ج2 ص121

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):الصوم نصف الصبر.

روزه نصف صبر است.( صبرهم نصف ايمان است.)

حديث هيجدهم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص254 و محجه البيضاء ، ج2 ص121

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): عن جبرئيل عن الله تعالي : كل عمل ابن آدم له الا الصوم و هو لي انا اجز به.

همه اعمال نيك فرزند آدم به خودش بر مي گردد غير از روزه كه براي من است و من به او جزا خواهم داد.

حديث نوزدهم : از اركان اسلام (الصيام ) سلمان غاوجي ص 16

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): عليك بالصوم فانه لا عدل له.

رسول خدا(ص) به يكي از يارانش فرمود: بر تو باد روزه ، زيرا روزه همتا ندارد.

حديث بيستم : از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص257 و محجه البيضاء ، ج2 ص121

قال علي (عليه السلام) : بني الاسلام علي خمسه اشياء علي الصلاه و الزكاه و الحج و الصوم و الولايه.

اسلام بر مبناي پنج چيز برقراراست: نماز ، زكات ، حج ، روزه و دوستي اهل بيت (ع)

حديث بيست و يكم : از كتاب محجه البيضاء ، ج2 ص123

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):الصوم جنه من النار.

روزه سپراست از آتش جهنم.

حديث بيست و دوم:تكراري شماره12

حديث بيست و سوم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص257

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):ثلاثه من روح الله التجهد من  الليل بالصلاه و لقاء الاخوان، الصوم.

سه چيز از روح خداست: شب زنده داري با نماز جويايي حال برادران و روزه گرفتن.

حديث بيست و چهارم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص253و255 و محجه البيضاء ، ج2 ص123

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): ان الله تعالي و كل ملائكته بالدعا للصائمين.

همانا خداوند تعالي دستور داد است ملائكه ها روزه داران را دعا كنند.

حديث بيست و پنجم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص248و253 و محجه البيضاء ، ج2 ص122

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): نوم الصائم عباده ، و صمته تسبيح و عمله متقبل و دعاه مستجاب.

خواب روزه دار عبادت است، سكوتش تسبيح و عملش قبول شده  و دعايش پذيرفته است.

حديث بيست و ششم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص256

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):لا ترد دعوه الصائم .

دعاي روزه دار رد نمي شود.

حديث بيست و هفتم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص252و256 و محجه البيضاء ، ج2 ص122

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):للجنه باب يقال له :الريان لايدخل منه الاالصائمون.

براي بهشت دري است به نام ريان،از او وارد نمي شود مگرروزه داران.

حديث بيست و هشتم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص351 وسفينه البحار،ج2،ص64

قال الكاظم (عليه السلام) دعوه الصائم مستجاب عنده افطار.

دعاي روزه دار هنگام افطار قبول مي شود.

حديث بيست و نهم: از كتاب وسائل الشيعه ج4،ص121و بحار الانوار ،ج93،ص288و293 وسفينه البحار،ج2،ص65

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):ما من عبد يصبح صائما فيشتم فيقول اني صائم سلام عليك الاقال الرب تبارك و تعالي اتجار عبدي بالصوم من عبدي اجيروه من ناري و ادخلو جنتي.

هر بنده روزه داري كه دشنام داده شود، در مقابل آن گويد درورد خدا برتو، من روزه هستم ، خداوند تبارك و تعالي گويد بنده روزه دار من به من پناه آورد ، او را از آتش جهنم پناه داده و وارد بهشت كنيد.

حديث سي ام : از كتاب سفينه البحار ،ج2ص67

قال الصادق (عليه السلام):ما من مؤمن صام فقرء انا انزلناه في ليله القدر عند سحوره و عند افطاره الا كان فيما بينهما كالمتشحط بدمه في سبيل الله

هر مومن روزه دار هنگام سحر و افطارش سوره قدر را بخواند همانند كسي است كه در فاصله اين دو وقت در راه خدا به خونش آغشته شده است.

حديث سي يكم: از كتاب بحار الانوار ،ج93،ص249

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):للصائم فرحتان فرحه عند فطره و فرحه يوم القيامه.

براي روزه دار در دو وقت شادي است، هنگام افطار و روز قيامت.

حديث سي و دوم:از كتاب نهج البلاغه حمكت 131 و محجه البيضاء ، ج2 ص123 و وسائل الشيعه،ج 4 ،ص3

قال علي (عليه السلام) : لكل شيء زكاه ،زكاه البدن صيام.

براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدن روزه است.

حديث سي و سوم: از كتاب محجه البيضاء ، ج2 ص124 و وسائل الشيعه،ج 7 ،ص3

قال الصادق (عليه السلام):انما فرض الله الصيام ليستوي به الغني و الفقير.

خداوند روزه را واجب كرد تا ثروتمند و فقير يكسان باشند.

حديث سي و چهارم: از كتاب بحار الانوار ،ج93، ص368

قال فاطمه الزهرا (عليها سلام): فرض الله الصيام تثبيتاً للاخلاص.

خداوند روزه را براي محكم كردن اخلاص واجب كرده است.

حديث سي و پنجم: از كتاب بحار الانوار ،ج93، ص370

قال علي ابن موسي الرضا (عليه السلام) : فلم امروا بصوم شهر رمضان لا اقل من ذلك و لا اكثر ؟ قيل لانه قوه العباد الذي يعم فيه القوي و الضعيف.

اگر پرسيده شود چرا روزه ماه رمضان كمتر و زيادتر از اين نشد؟ جواب داده شود، زيرا اين مدت و توان و نيرويي است كه شامل قوي و ضعيف مي شود.

حديث سي و ششم: از كتاب بحار الانوار ،ج93، ص367

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): انما سعي الرمضان لانه يرفض الذنوب.

براستي كه اين ماه ، رمضان ناميده شد، زيرا گناهان را از بين مي برد.

حديث سي و هفتم: از كتاب بحار الانوار ،ج93، ص250

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم):و الذي نفسي بيده لخلوف فم الصائم اطيب عندالله من ريح المسك.

سوگند به خدا همانا بوي دهان روزه دار در نزد خدا بهتر است از بوي مشك .

حديث سي هشتم : از كتاب بحار الانوار ،ج93، ص255 و محجه البيضاء ، ج5 ص160

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): صوموا تصحوا.

روزه بگيريد تا سالم بمانيد.

حديث سي ونهم:  از كتاب ثواب الاعمال،ص 160

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): من صام رمضانا و احتساباً غفر الله ما مضي من ذنوبه.

هركس ماه رمضان را روزه بگيرد و از كارهاي حرام دور شود خداوند گناهان گذشته او را مي بخشد.

حديث چهلم:از كتاب صحيح مسلم ،ج4،ص 128 و محجه البيضاء ، ج3 ص53

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): يا معشر الشبان من استطاع منكم البائه فليتزوج فانه اغض للبصر و احصن للفرج و من لم يستطع فعليه بالصوم فانه له و جأ.اي جوانان سالم ازدواج كنيد كه آن به چشم پوشي از نا محرمان و حفظ آبرو بهتر است و هر كس نتوانست ازدواج كند روزه بگيرد كه براي كنترل غريزه جنسي مفيد و بسيار مؤثر است.

سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 8:46 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





سلام بر بهترین مادر عالم ، بانوی آب و آینه

مثل همیشه صبح از جام بلند شدم که حاضر بشم برم سره کار ، آروم پاشدم که مامان بیدار نشه

داشتم آروم در بسته می بستم که مامان بیدار شد گفت فلان چیز یادن نره ، ناهارت برداشتی پول داری ...

گفتم بله همه چی برداشتم شما بخواب ...خداحافظ مامان مهربونم

فدای تمام مامانها بشم که این قدر دل وا پس بچه هاشون هستن و حتی خوابشون با نگرانی هست که نکنه خوابشون به بره و چیزی یا کم کاستی برای فزرندشون پیش بیاد.. هر چه در وجود این بزرگواران جستجو می کنم چیزی جز محبت بی دریغ نمی بینم ، می خواد بچه شون بچه خوبی هست یا بد اونها دلشون شورش می زنه و همه جو هواشو دارن ، خدا چی در وجود این فرشته ها قرار داده ؟؟؟؟؟

شب شهادت خانم فاطمه الزهرا داشتم سخنرانی آقای فاطمه نیا رو گوش می دادم .. می گفتند که اگر خانم فاطمه الزهرا کسی شفاعت نکند شفاعت پیغمبر و هیچ امام دیگه قبول نیست ... و همه چی حول محور محبت به خانم فاطمه الزهرا می گرده و همین بس ... و همه عالم به واسطه آن حضرت هست و اگر خانم در حق کسی دعا کند همه مشکلاتش و دنیا و آخرتش حل هست

خانم ، مادرم ، ای گوهر دوردانه رسول الله ، ای که تمام هستی به واسطه شما بزرگوار به وجود آمده ، این فرزند  سرا پا تقصیرت  هیچ  ندارد  در برابر شما  شاید  ذره  محبت که  خود  در  دلم قرار داده اید   و  می خوام  که  ببخشی  و شما  وا سطه  فیض الهی  من شوید  ، مادرم  مثل   کودکی به پشتوانه مادرش راه می رود و قدم بر می داد و سخن می گوید و یاد می گیرد من هم می خواهم قدم قدم راه رفتن در راه خودتان را بهم یاد بدید و می خواهم سخن بگویم همان طور که شما دوست دارید  مادرم در یک کلام مرا به فرزندی خودت قبول کن ، ای مادری که می دانم هیچ وقت فراموشم نمی کنی

دوستت دارم ای مادرم

یا مهدی فاطمه دلم برای دیدار لک زده است خدایا برسان ان منتقم خون مادرمان زهرا سلام الله را


جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





آب شد مادر!


تمام شمع وجود تو، آب شد مادر! 
دعاي نيمشبت، مستجاب شد مادر!


[ صفحه 162]


گل وجود تو پرپر شد و به خاک افتاد 
بهشت آرزوي ما، خراب شد مادر!

بجاي شمع که سوزد به قبر پنهانت 
علي، کنار مزار تو، آب شد مادر!

ميان آنهمه دشمن که مي‏زدند تو را 
دلم به غربت باب کباب شد مادر!

حمايت از پدرم را گناه دانستند 
که کشتن تو در امت، ثواب شد مادر!

به ياد ناله‏ي مظلوميت دلم سوزد 
که چون سلام پدر، بي‏جواب شد مادر!

غلامرضا سازگار (ميثم)

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





بارون رحمت خدا است و ميهمان حبيب خدا

اين چند وقت رحمت خدا اكثر هفته هاي بهار شامل حالمون هست و شهر و هواي شهرمون با وجود خودش   صفا مي ده و همه مردم  خوشحال از اين موضوع

هميشه گفتن كه بارون رحمت است ... چقدر بارون دوست دارم بيشتر براي اينكه كاري نداره وقتي به زمين فرود مي ياد و بر سر هركسي كه مي نشينه اون ادم خوب هست يا بد و شامل همه مي شه ... خدا هميشه رحمتهايش چه زيباست

داشتم فكر مي كردم وقتي مهمون مي ياد مي گن : مهمون حبيب خدا ... چقدر قشنگه خدا هميشه مهمون قلبمون باشه وقتي خدامهمون هميشه گي باشه بارون رحمتش هميشه در دلمون جاريست و هميشه قلبون پاك و تميز مي شه و بارون رحمتش نمي زاره كه بدي در دلمون باشه

خدايا كمك كن هميشه چشممون به زيبايهايت باز باشه و هميشه شاكرت باشيم و شاكري كه با جون دل باشه نه فقط با زبان و راضي باشيم

كمي عاشقانه تر زير باران بمان    ابر را بوسيده‌ام تا بوسه بارانت كند

الهم عجل لوليك الفرج



جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





به نام خدا

درسهایی از اساتید

بارها خودم را در آینه نگاه کرده بودم اما هیچ وقت آن نگاهی نبود که راضیم کند . سالها غافل بودم از این که در کدام آینه می خواهم دیده شوم . همیشه تایید رفتارم را از اطرافیانم می خواستم . در حالی که باید در آینه تمام قد خودم را می دیدم . تنها آینه تمام قد، انسان کامل است .

نیلوفر باشم تا شقایق شوم . اگر مثل نیلوفر آبی فقط آب را ببینیم دیگر کسی نمی تواند ناراحتم کند . نیلوفر چون لجن را نمی بیند آزاری هم به آن نمی رسد . اگر ملکوتی ببینم چقدر قدرت پیدا می کنم ،  با عزت گذشت می کنم و زیبا صبر می کنم .

چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





درسهای اساتید

در ابتدا از دوست عزيزم  تشكر مي كنم كه اين مطالب رو در اختيارم قرار دادند

بسم الله الرحمن الرحیم

درسهای اساتید

یکی از دوستان امام حسن عسکری (ع) ضمن نامه ای از ایشان خواست دعایی به او بیاموزد . امام فرمودند بگو :

یا أسمَعَ السامعین و یا أبصَرَ المُبصرین و یا أنظَرَ الناظرین و یا أسرعَ الحاسبین و یا أرحم الراحمین و یا أحکمَ الحاکمین صلّ علی محمد و ال محمد أوسع لی فی رزقی و مُدَّ لی فی عُمری و امنُن علی برحمتک و اجعلنی مِمَّن تَنصُرُ لِدینک و لا تَستَبدِل بی غیری

هر جا که گفتم نمی فهمم خدا فهمم را گرفت . هر جا که گفتم نمی توانم خدا توانم را گرفت . هر جا که بگویم می خواهم بفهمم خدا به من می فهماند و هر جا که بگویم می توانم خدا توانش را می دهد .

در دفترچه نوروز بنویسم چه چیزهایی باور من شده . همه چیز باورها و تثبیت های من است .

چه مملکتی درست می کنم؟ تحت حکمرانی چه پادشاهی؟ با چه سپاهی ؟نفس یا عقل؟ اگر پادشاه نفس شود همه سپاهش را عوض می کند .

نفس را گرسنه نگه دارم چرا که اگر سیرش کنم طغیان می کند .

"انا هدیناه سبیلا اما شاکرا و اما کفورا " با کدام می خواهم بروم با کفر یا با شکر . اما اگر شکر را انتخاب کردم باید تا آخر بروم .

به یقینیاتم عمل کنم غیر یقینیاتم درست می شود .

سال 88 را سال شکر قرار می دهم .اگر شاکر خدا باشم در مورد افراد به آبروداری می رسم . نسبت به خودم هم آبروداری کنم . بدیهایم را نمایش ندهم که باعث تثبیت بدیها می شود .

حواسم باشد اگر مغناطیس خدا مرا می کشد پس آهنم . عیبی ندارد چون اگر صیقل بدهند آینه می شوم و اگر آب طلا بزنند طلا می شوم . اما اگر کهربا جذبم کند ...

ببینم دل و جانم چه می خواهد دل و جان مؤمن عقبی را می خواهد . باید هویدای جنسیت کنم . خیلی وقتها فقط خیال می کنم . چه حسی برای امامم دارم ؟ چقدر امامم برایم می ارزد ؟چقدر مهیایش شده ام ؟ به مقداری که جانم اقتضاء می کند من آنم .

من معرفت حق را می خواهم اما نه توحید را می فهمم نه رضای حق را .

باید مشق بنویسم . مشق شکر . مشق صبر . مشق رضا .

به خودم سر بزنم . به تیرها تن ندهم .

اگر شکر را انتخاب می کنم می دانم امتحان می شوم .

باید این راه را بروم و مرتب مشق بنویسم تا فکرم و ذهنم و قلبم منظم شود . آن وقت قلبم آماده می شود برای دریافت هدایتهای قلبی تا حکمت از قلبم به زبانم جاری شود آن وقت به غیب وجودم پی می برم صاحب لب می شوم می فهمم در دستانم گوهر دارم یا گردو .

خدایا نگاه من با نگاه تو فرق کرده بخاطر همین دچار توهم شدم . چشم مرا با خودت یکی کن . من را حالی کن

جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





اقاقیا هم عاشق است

بهار خیلی قشنگه هرچی تو این هوا راه بری و به اطراف کنی سیر نمی شی انگار یک حس عجیبی هست وقتی به گیاهان و درختهایی که دارن جوانه می زنن نگاه می کنی حسی که انگار تو را یاد جایی می اندازه ... یک کمی فکر کن تو را یاد خونه ات تو بهشت نمی دازه ... می دونم اون جا کجا و این جا کجا ... قابل مقایسه نیست ولی برای ما شاید یک یاد اوری است که خدایت بهت می گه ... می ایی و می رسد اون روز که تو هم مانند این درختان خشک و مرده سر از خاک برمی داری و ان روز روز وصال ماست چه زیباست ... روز رسیدن به جایی که بودی ..

از کوچه پشتی هر وقت می یادم یک خونه هست یک درخت توخونه اش هست که اسمشو نمی دونم یک گلهای بسیار کوچک داره مثل اینکه گل رز به صورت مینیاتور باشه و به رنگ لیمویی ... صبح ها که از جلوی اون خونه رد می شم جلوی در خونه اش گل باران شده خیلی قشنگه همیشه به اون قسمت که می رسم آروم راه می رم که با دقت نگاه کنم از یک طرف دیگه خوشه های گل اقاقیا از دیوار خونه اش اویزون هستش نمی دونید عجب بوی داره .. می دونید چی می خوام بگم ... می خوام بگم مولای من اگر تو بیایی تمام کوچه ها رو گل باران می کنیم و می دانم که ان روز تمام گلهای اقاقیا از شوق دیدارت تمام کوچه هایمان از بوی عطر پر می کنن و همه گلها برای اینکه زیر قدمهای شما باشن لحظه شماری می کنن و پرندها اون روز را جشن می گیرن و یک صدا باهام برایت آواز شادی می خوانن ... نمی دانم آن روز را خواهم دید ...

مولا روز ها به شوق دیدارت بیدار می شم ... آیا تو هم مشتاق دیدار من هستی یا نه ...

کاشکی می دانستم کی می یایی که شمارش معکوس امدنت را می شماردم ....

 

دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





شمارش معکوس

همچنین که کمتر از ۳۰ می شد شمارش معکوس گوشه تخته کلاس نقش می بست  ۲۸ ...۲۷... ۲۶ ... هرروز یکی از بچه ها که باذوق تر بود زودتر از بقیه می رسید سره کلاس شماره گوشه تخته کلاس پاک می کرد و یک دونه از عدد دیروز کم می کرد و گوشه تخته می نوشت و همه با کیف و ذوق می گفتن آخ جون مثلا فقط ۱۵ روز  تا عید مونده و هر چی نزدیک تر می شدیم به عید بچه کارتهای تبریک برای دوستاشون می اوردن .... معمولا کمتر از ۵ روز مونده بود به عید بچه ها باهم دست بیکی می کردن که مثلا از روز ۲۴ اسفند دیگه مدرسه نیان عجب حالی می داد باهم یکی می شدیم

بعد عید که می اومدیم هنوز شماره معکوس گوشه تخته هنوز عدد ۵ یا ۴ رو نشون می داد و هنوز به همان صورت نشون می داد و حالا ما اون موقع ممکن بود از اون روز ۱۷ یا ۱۸ روز گذشته باشه

...............

درخت ها کوچه ما شکوفه دادن و جوانه های برگهای سبزش چه قدر قشنگ از بین شاخه های که به نظر خشک شدن بیرون می زنن     چقدر این رنگ برگها رو دوست دارم خیلی سبز قشنگی هستن

هنوز تا عید یک هفته مونده  ولی درختها همین که هوا کمی گرم شد و بوی بهار شنیدن شروع به جوانه زدن کردن و صبر نکردن که بشه ۱/۱/۸۸ و سال تحویل بشه و همه باهم آیه بسیار زیبای  یا مقلب القلوب و البصار یا مدبر لیل و نهار حول حالنا الا احسن حال   بخونیم و از خدا بخواهیم که حال ما رو تغییر بده و حالی نو و خوب از خدا بخواهیم ...

می دونید حرف من چی ؟ چرا باید حتما سال تحویل بشه که ما تغییر کنیم  ؟ چرا هر وقت زمینه رو مساعد می بنیم تصمیم به تغییر نمی گیریم و همیشه می گیرم بزار فردا یا بزار سال جدید که شد این کار شروع می کنیم

خوشا به اوناهایی که همیشه در حال تغییر به بهترین حالت هستن

 

 

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |





چشمها شو بسته بود با دقت به چشمانش نگاه کردم
چقدر دور چشمانش چروک داشت هر چی بیشتر نگاه می کردم خستگی رو تو صورت بیشتر می دیدم و به تارهای سفید مویش نگاه کردم
و حالا من جوان هستم و شاداب و او صورتش هم فرسوده شده و من حالا زیبا و جوان هستم و او الان شکسته شده به خاطرسالها که برای من گذاشته و چشمانی که همیشه در درگاه خدا بود و در حال مناجات بود
دلم می خواهد چشمانش را به بوسم و بگوم فدای همه چین چروکها صورتت می شم تو که هر خطی که تو صورت هست به جایش به من چیزی هدیه دادی عزیزم مادرم
همه زندگیم و بزرگترین نعمتی که من دارم
مادرم ممنونت هستم به خاطر همه چیزهای که به من دادی
به خاطری که بهم یاد دادی که آرامش داشته باشم همیشه به خاطر اینکه خدای بزرگی دارم
مادرم همیشه به تو غبطه خوردم به این اعتمادی به خدا داری به این توکلت
مادرم ازت ممنونتم به خاطر اینکه بهم عشق ورزیدن را یاد دادی بهم یاد دادی که مهربان باشم بهم یاد دادی که خوب باشم بهم یاد دادی که وجودم خیلی با ارزش هست و خودم رو حفظ کنم و همیشه مواظب همه حرکاتم باشه و مواظب نگاهایم باشم مواظب حرف زدنم باشم و هزاران رفتاری دیگه که با رفتار تو یاد گرفتم
خدایا به پدر و مادرم رحم کن همان طور که آنها در کودکی به من رحم کردن و آنها رو ببخشی و بیامرز و عاقبتشون بخیر کن

خدایا هزاران سپاسگذارم از  تو به خاطر همه نعمتهایت

جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 11:54 بعد از ظهر توسط فاطمه سادات ×××× |







.::<- اللهم صل علي محمدوال محمد وعجل فرجهم ->::.